غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
643
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
در ميان آن دو پادشاه عظيم الشان آتش خلاف و نزاع مشتعل گرديد و در اكثر معارك صورت فتح و نصرت خوارزم شاه را روى نمود و چون در شهور سنهء تسع و تسعين و خمسمائه رشته حيات سلطان غياث الدين سمت انقطاع پذيرفت باندك زمانى اكثر ولايات خراسان بحوزه ديوان سلطان محمد خوارزم شاه قرار گرفت و سلطان شهاب الدين از اين غصه بىآرام شده با سپاهى كه روز رزم بر شب بزم پيش آنها ترجيح داشت بصوب خوارزم علم عزيمت برافراشت و سلطان بعد از استماع اينخبر از خان قراختاى مدد طلبيده با هفتادهزار سوار جرار نيزهگذار شط نور را معسكر ساخت و سلطان شهاب الدين بكنار آب آمده در جانب شرقى رايات عاليات برافراخت و فرمان داد كه معبرى پيدا كنند تا روز ديگر از آب عبور نمايد و ابواب جنگ و رزم بر روى سپاه خوارزم بگشايد مقارن آنحال تا نيكو طراز با لشگر قراختاى و حاكم سمرقند سلطان عثمان با سپاه فراوان بمدد خوارزم شاهيان رسيدند و اينمعنى غوريانرا معلوم شده در نيمشب عنان بصوب خراسان منعطف گردانيدند و سلطانمحمد روز ديگر مخالفانرا تعاقب نموده در حدود هزار اسب ايشانرا دريافت و از جانبين صف قتال آراسته بعد از ستيز و آويز سلطان شهاب الدين روى از معركه برتافت و سلطانمحمد با عروس فتح و ظفر دست در آغوش كرده بزم پادشاهانه ترتيب داد و در آن مجلس مطربهء فردوس نام كه از سمرقند بود زبان باداء اين رباعى بگشود رباعى شاها ز تو غورى بلباسات بجست * مانندهء موزه از كف پات بجست از اسب پياده گشت و رخ پنهانكرد * پيلان به تو شاه داد و از مات بجست بعد از آن ميان سلطانمحمد و سلطان شهاب الدين مصالحه بوقوع انجاميد و بعضى از ولايات خراسان بديوان خوارزم شاه و برخى بجانب سلطان شهاب الدين متعلق گرديد و چون سلطان شهاب الدين در سنهء اثنى و ستمائه روى بعالم عقبى آورد سلطان محمد تمامت بلدان خراسان را تصرف كرد و پس از فوت سلطان محمود غورى و تاج الدين يلدز مملكت غور و غزنين نيز خوارزم شاه را مسلم گشت بلكه باندك زمانى آن پادشاه كامران از سرحد تركستان تا همدان مسخر ساخته صيت عظمتش از ايوان كيوان درگذشت ظهور چنگيز خان و لشكر كشيدن او از ايران بتوران در زمان سلطان محمد بوقوع پيوست و بسبب هجوم مغولان در اكثر ولايات ماوراء النهر و خراسان قتل عام وقوع يافته متنفسى از صعوبت آنحادثه فارغ ننشست وفات سلطان محمد در وقت فرار از صولت سپاه تاتار فى سنهء سبع عشر و ستمائه در جزيرهء از جزاير آبسكون روى نمود و مدت سلطنتش باستقلال بيست و يكسال بود گفتار در بيان فتح سمرقند و بخارا و ذكر محاربات خوارزم شاه با خان قراختا در اوايل سنهء ستمائه كه خاطر سلطان محمد از ضبط ديار خراسان بل اكثر ممالك ايران فراغت يافت به نيت تسخير بلاد توران عنانيكران بصوب ماوراء النهر